ملیپوش ژیمناستیک هنری ایران، در بازیهای آسیایی آیچی–ناگویا ۲۰۲۶ در ماده پرش خرک به میدان رفت و به نخستین زن ژیمناست ایرانی پس از انقلاب تبدیل شد که در بازیهای آسیایی رقابت میکند. هنگامه هادیانی در مرحله مقدماتی با میانگین امتیاز ۳۶۶/۱۲ در جایگاه سیزدهم قرار گرفت. هادیانی که ۱۴ سال سابقه فعالیت در ژیمناستیک دارد، از ۶ سالگی این رشته را در مشهد آغاز کرده و امروز عضو تیم ملی ژیمناستیک دختران ایران است.
با وجود علاقهتان به ژیمناستیک هنری، مدتی در رشتههای دیگری هم فعالیت داشتید. چه شد که دوباره به ژیمناستیک بازگشتید؟
من از ۶ سالگی ژیمناستیک را در مشهد آغاز کردم و در مجموع ۱۴ سال است در این رشته فعالیت میکنم. حدود سه سال در حوزه فیتنس و ایروبیک مسابقه دادم، اما درنهایت به ژیمناستیک هنری بازگشتم؛ چون این رشته عشق اول و آخر من بود و همیشه علاقه بیشتری به آن داشتم.
حضور در بازیهای آسیایی و شکستن طلسم ۴۷ ساله ژیمناستیک زنان ایران چه معنایی برای شما داشت؟
این اتفاق برای من بسیار ارزشمند بود. اینکه توانستم به عنوان یک زن ژیمناست ایرانی در بازیهای آسیایی حضور داشته باشم، نتیجه سالها تلاش و پشت سر گذاشتن سختیهای مختلف بود. برای من حضور در تیم ملی و رقابت در چنین سطحی، تحقق بخشی از بزرگترین آرزوهایم بود.
پیش از حضور در مسابقات آسیایی، تجربه حضور در برنامههای تلویزیونی «عصر جدید» و «کاپیتان» را هم داشتید. این تجربهها چه تأثیری بر مسیر ورزشی شما گذاشت؟
من عضو گروه «ستاره هشتم» هستم و همراه این گروه در برنامههای تلویزیونی حضور داشتیم. البته «عصر جدید» برای ما موفقیت بیشتری نسبت به «کاپیتان» داشت. در این برنامهها با داوران مطرح و دوربینهای متعدد مواجه بودیم و اجرا مقابل دوربین به افزایش اعتمادبهنفس من کمک کرد. فکر میکنم این تجربه در ادامه مسیر، بهویژه برای حضور در مسابقات آسیایی، برایم مفید بود.
ورزش قهرمانی همیشه با آسیبدیدگی و محدودیت همراه است. شما در این مسیر با چه چالشهایی روبهرو شدید؟
هر رشتهای که به صورت قهرمانی دنبال شود، آسیبها و محدودیتهای خاص خودش را دارد. برای من هم چنین اتفاقهایی افتاده است. برای مثال، زمانی پاشنه پایم شکست و پزشکان کاملاً ناامید شده بودند و گفتند دیگر نمیتوانم ورزش کنم. اما ناامید نشدم و بعد از عمل جراحی، فیزیوتراپی و مراقبتهای خاص، دوباره به ورزش بازگشتم.
در دوران فعالیت حرفهای، آسیبدیدگی دیگری هم داشتید؟
بله، آن دوران برای من بسیار سخت بود. بارها پیش آمده که با پارگی تاندون در مسابقه شرکت کردهام یا به دلیل پارگی تاندون یک مسابقه را از دست دادهام. با این حال، سال بعد دوباره شروع کردم و مسیرم را ادامه دادم. فکر میکنم در ورزش قهرمانی باید یاد بگیریم که پس از هر شکست یا آسیبدیدگی دوباره شروع کنیم.
بزرگترین رؤیای ورزشی شما چه بوده است؟
تنها رؤیای زندگی من این بود که عضو تیم ملی شوم و به مسابقات جهانی بروم. نخستین باری که لباس تیم ملی را پوشیدم و پرچم کشورمان را در مسابقات جهانی دیدم، احساس غرور بسیار زیادی داشتم. برای من آن لحظه یکی از مهمترین اتفاقهای زندگی ورزشیام بود.
خانواده چه نقشی در رسیدن شما به این نقطه داشتند؟
حمایت خانواده یکی از مهمترین عوامل موفقیت من بود. مسیر ورزش حرفهای آسان نیست و در بسیاری از مواقع به حمایت و همراهی خانواده نیاز دارید. خانواده من در تمام این سالها کنارم بودند و این حمایت برای ادامه مسیر بسیار مهم بود.
اگر بخواهید با دختران و جوانانی که تازه ورزش قهرمانی را آغاز کردهاند صحبت کنید، چه توصیهای دارید؟
در کنار محدودیتها و آسیبهایی که ممکن است در مسیر وجود داشته باشد، ورزشی را که دوست دارید ادامه دهید. در هر مسیری مشکلات، اشک، ناامیدی و سختی وجود دارد، اما در کنار آن لبخند و موفقیت هم هست. کافی است به خودتان باور داشته باشید و برای رسیدن به هدفتان ادامه دهید.





نظر شما